تبليغاتX
گذشته حال آینده

ا راه اندازي يك پايگاه اينترنتي جريان مردمي مبارزه با بهائيت بزودي اعلام موجوديت مي كند

جريان مردمي مبارزه با بهائيت بزودي با راه اندازي يك پايگاه اينترنتي بزودي اعلام موجوديت مي كند.
به گزارش فارس اين جريان مردمي كه بزودي موجوديت خود را اعلام خواهد كرد مبارزه با تحركات زيرزميني فرقه ضاله بهائيت را به صورت علني در پيش خواهد گرفت.
اولين فعاليت پايگاه اينترنتي اين جريان مردمي امضاي يك طومار در خصوص محكوم كردن اينگونه تحركات است.
سيدرسول پوراحمد يك كارشناس تاريخ در اين ارتباط امام(ره) و مراجع تقليد را پرچمدار مبارزه با فرقه بهائيت دانست و گفت: مراجع راستين تقليد هيچ گاه تن به سازش با فرقه بهائيت نداده اند.
وي در گفت وگو با فارس با اشاره به اينكه از لحظه شكل گيري افكار و القائات الحادي، مراجع تقليد به عنوان پاسداران دين و شريعت بلافاصله وارد عمل شده اند، گفت: مراجع تقليد با اينگونه جريانات برخورد جدي كرده و هيچ گاه تن به سازش نداده اند.
پوراحمد با اشاره به اينكه جايگاه مرجعيت همواره جايگاه حساس و جريان سازي در دين اسلام و مذهب تشيع بوده، گفت: اين خطر همواره وجود داشته كه افراد و فرقه هاي فرصت طلب از جمله بهائي ها با نفوذ در بيت برخي مراجع زمينه را براي رسيدن به اهداف و نيات پليد خود فراهم كنند.
اين كارشناس تاريخ ايران ادامه داد: از جمله مبارزات مراجع با فرقه بهائيت مي توان به حمايت شديدآيت الله بروجردي از سخنراني هاي واعظ مشهور حجت الاسلام فلسفي در بهار 1334 عليه بهائيان و نيز اخطارهاي مكرر امام خميني(ره) در دهه 40 نسبت به نفوذ اين فرقه در اركان حكومت پهلوي اشاره كرد.
اين استاد دانشگاه در ادامه گفت وگو با فارس گفت: امام(ره) درباره خطر بهائيت فرمود كه «سكوت در برابر جنايت هاي دستگاه سبب مي شود كه زيرچكمه اسرائيل به دست بهائي ها مملكت ما و نواميس ما پايمال شود».
پوراحمد امام(ره) و مراجع تقليد را پرچمدار مبارزه با فرقه بهائيت دانست و يادآور شد: امام خميني(ره) در جايي ديگر فرموده است كه «اينجانب حسب وظيفه شرعيه به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مي كنم، قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است؛ استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهيونيست هاست كه در ايران به حزب بهائي ظاهر شدند و مدتي نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تائيد عمال خود قبضه مي كنند و مملكت مسلمان را از هستي در تمام شئون ساقط مي كند».
اين كارشناس تاريخ ايران با تاكيد بر اينكه امام(ره) حتي در تبعيد هم از مبارزه با بهائيت كوتاه نيامد، افزود: در دوران اقامت امام در پاريس در دي ماه سال 57 طي مصاحبه اي از امام پرسيدند آيا براي بهائي ها در حكومت آينده آزادي هاي سياسي و مذهبي وجود دارد؟ كه امام پاسخ داد:«آزادي براي افرادي كه مضر به حال مملكت هستند داده نخواهد شد».

 
+ نوشته شده توسط سید کاظم موسوی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:50 |

ادوار تحكيم وحدت: حقوق بهائيان را به رسميت بشناسيم!(خبر ويژه)

دبيركل سازمان غيرقانوني ادوار تحكيم وحدت با انتشار مطلبي در سايت ضدانقلابي روزآنلاين خواستار به رسميت شناخته شدن حقوق بهائيان در ايران شد!
وي در دفاع از فرقه ضاله بهائيت نوشت: بهائيان به صرف اين كه در اين چارچوب ملي به دنيا آمده و در آن زيست مي كنند، حقوقي متفاوت از ساير ايرانيان ندارند و از اين رو هرگونه تعقيب و آزار آنان به علت باورهايشان، ناديده گرفتن اصول مبنايي ملت- دولت در عصر جديد است.
دبيركل سازمان غيرقانوني ادوار تحكيم وحدت سپس با زير سؤال بردن قانون اساسي - كه در آن فرقه بهائيت به رسميت شناخته نشده است- جمهوري اسلامي ايران را نظامي فرقه گرا(!) خواند و اظهار داشت: مساله اي كه نظام بايد تكليف آن را روشن كند اين است كه آيا حقوق برابر ايرانيان در جمهوري اسلامي امري به رسميت شناخته شده است و يا اين كه نظام سياسي ايران بدون توجه به مليت ايراني، صرفا داراي ماهيتي مذهبي و فرقه اي است؟ پاسخ صريح به اين پرسش زمينه ساز شفافيت در بسياري از امور ديگر هم خواهد شد.
او در ادامه مدعي شد: بحث حقوق بهائيان به عنوان معياري براي سنجش صداقت و بي طرفي مسلمانان مدافع حقوق بشر در ايران درآمده و نهادهاي حقوق بشر بين المللي و كشورهاي غربي نيز نحوه برخورد با بهائيان را يكي از شاخص هاي عمده رعايت حقوق بشر در ايران مي دانند(!)
ظاهرا غاصبان عنوان «دفتر تحكيم وحدت» تلاش دارند تا دايره تحكيم وحدت خود با دشمنان ملت ايران را تا فرقه ضاله بهائيت هم گسترش دهند!

 
+ نوشته شده توسط سید کاظم موسوی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:37 |

ز اين هفته به صورت پاورقي در مجله زن روز خاطراتي از پشت پرده بهائيت در ايران

هفته نامه زن روز در شماره جديد خود اقدام به انتشار قسمت اول داستاني واقعي از فعاليت جريان بهائيت در ايران نموده است.
اين داستان دنباله دار نوشته «مهناز رئوفي» نويسنده كتاب «سايه شوم» است كه به افشاگري جديدي از واقعيات منحوس بهائيت در ايران مي پردازد.
قسمت اول اين داستان ادامه دار كه در شماره جديد زن روز 84.3.4 به عنوان «فريب» چاپ شده است و قسمت هاي بعدي آن در شماره هاي آتي اين نشريه منعكس خواهد شد، بر اساس خاطرات و واقعياتي است كه نويسنده آن ها را از نزديك تجربه كرده است.
گفتني است، رئوفي، نويسنده اين سلسله داستان، پيش از اين نيز در كتاب «سايه شوم» از انتشارات كيهان، خاطرات خود از حضور در جمع بهائيان را روايت كرده بود. كه طي سال گذشته با استقبال گسترده خوانندگان روبرو شده است تا جاييكه نوبت هفتم چاپ اين كتاب نيز چندي قبل منتشر شده است.

 
+ نوشته شده توسط سید کاظم موسوی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:21 |
گروه سياسي / حوزه ساير حوزه ها

11:18 - 23/02/87

شماره:8702230061

نسخه چاپي ارسال به دوستان

سيد كاظم موسوي در گفتگو با فارس:

بهائيت، فراماسونري و يهوديت حاميان اصلي رضاخان بودند

خبرگزاري فارس: سيد كاظم موسوي گفت: رضاخان براي به دست گرفتن سلطنت و قدرت از حمايت يك مثلث برخوردار بود كه سه ضلع اين مثلث عبارت بود از يهود‌ در لباس انگليسي‌ها، فراماسونري در لباس روشنفكري، و ضلع سوم بهائيت.

سيد كاظم موسوي محقق و پژوهشگر تاريخ معاصر ايران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با بيان اين كه برخي سايت‌هاي خبري با انتشار اخباري مبني بر مبارزه رضا خان با بهائيت مباني اعتقادي مردم را به بازي گرفته و در راستاي خدمت به بهائيت گام برمي‌دارند، گفت: اين گونه سايت‌ها در واقع جعل تاريخ به نفع بهائيت كرده و در راستاي مظلوم نشان دادن اين فرقه انحرافي عمل مي‌كنند.
اين كارشناس تاريخ معاصر افزود: عملكرد اين‌گونه سايت ها و محافل خبري، وابستگي‌هاي بهائيت با استبداد و استعمار را قيچي كرده و نفي مي‌كند.
موسوي با اشاره به اين كه اصل خبر مبارزه رضاخان با بهائيت دروغ محض است، گفت: من به آرشيو كتابخانه‌ مجلس شوراي اسلامي مراجعه كردم ومجله «تهران مصوّر» را از ابتداي سال 1334 تا پايان سال 1334 بررسي كردم اما هيچ خبري مبني بر مبارزه رضا خان با بهائيت در آن پيدا نكردم.
وي با بيان اين كه بهايي‌ها در هيئت حاكمه حكومت رضا خان حضور داشتند، اظهار داشت: رضا خان فردي به نام سرگرد سميعي كه بهايي بود را به عنوان سرپرست و آجودان محمدرضا انتخاب كرد كه بعد از مرگ رضا شاه همين آجودان سميعي بهايي شروع به بسط و گسترش بهائيت در هيئت حاكمه محمدرضا پهلوي كرد.
اين پژوهشگر تاريخ معاصر، دوران محمدرضا شاه را دوران طلايي بهائيت دانست و گفت: من شخصاً سندي دارم كه در آن خود بهايي‌ها عنوان مي‌كنند كه محمدرضا شاه و اشرف پهلوي دوران دبستان خود را در مدرسه بهايي‌ها درس خوانده‌اند.
موسوي با اشاره به اين كه رضاخان براي به دست گرفتن سلطنت و قدرت از حمايت يك مثلث برخوردار بود، اظهار داشت: سه ضلع اين مثلث عبارت بود از يهود‌ در لباس انگليسي‌ها، فراماسونري در لباس روشنفكري، و ضلع سوم بهائيت.
وي با تأكيد بر اين كه اين سه ضلع براي روي كار آمدن رضا شاه دست به دست هم داده و او را حمايت كردند، تصريح كرد: در تاريخ‌نويسي‌هاي دوره پهلوي مورخان وابسته به حكومت نقش بهائيت را از چشم‌ها پنهان كرده‌اند.
اين كارشناس تاريخ معاصر خاطرنشان كرد: رضا خان با بهائيت همكاري نزديك داشت و دلايل وشواهد اين همكاري عبارتند از؛
- جريان كشف حجاب
- جلوگيري از عزاداري براي امام حسين
- كم رنگ كردن شعاير ديني
- خلع لباس روحانيت شيعه وبستن مدارس علوم ديني
موسوي با بيان اين كه هر وقت رضا خان با بحراني مواجه مي‌شد بهائيت به نوعي وارد صحنه مي‌شد و نقش ايفا مي‌كرد، گفت: در جريان جنگل و قيام ميرزاكوچك خان عناصري مثل احسان‌اله خان كه فردي بهايي بود نقش فعالي را در ناكامي ميرزاكوچك خان ايفا كرد.
وي افزود: احسان‌اله خان همان فردي است كه در كميته مجازات مشروطه ترور‌هاي زيادي را انجام داد و بعد از آنهم باعث انحراف نهضت ميرزاكوچك خان و شكست آن شد.

+ نوشته شده توسط سید کاظم موسوی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:5 |

يك كارشناس تاريخ معاصر در گفتگو با فارس:

بهائيان از محافل جهاني براي رسيدن به اهدافشان بهره مي‌گيرند

خبرگزاري فارس: يك كارشناس تاريخ معاصر با بيان اينكه هدف نهايي فرقه بهاييت اين است كه اعلام رسميت و قانوني بودن خودش را از نظام بگيرد، گفت: آنها براي رسيدن به اهدافشان تلاش مي‌كنند تا از محافل جهاني مانند سازمان حقوق بشر بهره بگيرند.

سيد كاظم موسوي كارشناس و محقق تاريخ معاصر ايران در گفت و گو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، گفت: بهاييان به دنبال اين هستند كه با حضور در عرصه فرهنگ و اقتصاد بتوانند در قدرت‌هاي سياسي و حوزه‌هاي مختلف سياست، اعمال نفوذ كرده تا نهايتاً بتوانند استقلال و رسميت خودشان را بدست آورند.
وي با اشاره به اين كه بهايي‌ها مدعي عدم دخالت در سياست هستند، اظهار داشت: البته خود همين دخالت نكردن در سياست يك كار سياسي است براي اين‌كه مصونيت پيدا كرده تا بتوانند به راحتي در مسائل فرهنگي و اقتصادي حضوري جدي داشته باشند.
اين كارشناس تاريخ معاصر ايران با بيان اين كه بهايي‌ها به دنبال تثبيت موقعيت خويش بوده و تلاش دارند از سوي افكار عمومي به رسميت شناخته شوند، افزود: تلاش بهايي‌ها براي نفوذ در ساختار سياسي براي دستيابي به اسرار نظام، كم كردن حساسيت‌ها و مقاومت‌هاي مسولان نظام درباره فرقه بهاييت و كمرنگ جلوه دادن خطر اين فرقه صورت مي‌گيرد.
موسوي ادامه داد: طبق اسناد و مدارك مستدل، فرقه بهاييت مولود سرويس‌هاي استعماري و استكباري جهاني است كه در دوره‌هاي مختلف تاريخ توسط يكي از عناصر استعمار مورد حمايت قرارگرفته‌اند.
وي با اشاره به اين كه در حال حاضر ساختار و تشكيلات بهاييت در اسراييل قرار دارد، گفت: بهايي‌ها در راستاي اهداف رژيم صهيونيستي به خدمت گرفته شده‌اند و اسراييل هم حامي آنها است.
موسوي با تأكيد بر اين كه بهاييت يك فرقه است، يادآور شد: يك فرقه داراي شاخص‌هاي مختلفي از جمله جذب نيرو، اقناع و تغيير فكر نيروها، محصور كردن اعضا در يك چارت تشكيلاتي جهت جلوگيري از خروج آن‌ها و... است.
اين محقق تاريخ ايران در ادامه با بيان اين كه فرقه بهاييت يك تشكيلات دارد و داراي سيستم‌هاي مختلفي از قبيل لُجنه (گروه) اداري، لُجنه آموزشي، لُجنه صيانت و .. است، گفت: لُجنه صيانت همان حفاظت اطلاعات است كه اعضاي جديد و قديم را كنترل كرده و كاملاً به صورت يك سيستم اطلاعاتي همچون گشتاپو عمل مي‌كند.
وي اظهار داشت: بيت‌العدل بهايي‌ها از اسراييل در تاريخ 25 دسامبر 2007 به بهايي‌هاي ايران پيامي داد كه اين پيام كاملاً سياسي بوده و نشانگر اين است كه آن‌ها سعي دارند با شيوه‌هاي مختلف از جمله مظلوم‌نمايي، نظر برخي مسئولان نظام را به سمت خود جلب نمايند.
اين كارشناس تاريخ معاصر ايران با اشاره به اين كه بيت‌العدل بهايي‌ها قبل از انتخابات مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 24/12/86 به بهاييان ايران دستور داد كه در انتخابات شركت كنند، افزود:اين دستور از طرف برخي از عناصر بهايي در ايران مورد اعتراض قرار گرفت كه بيت‌العدل بهاييان در پاسخ به اين افراد معترض اعلام كرد حضور در انتخابات منعي ندارد و فقط نبايد از احزاب سياسي حمايت نكنيد اما مي‌توانيد از افراد مستقل حمايت كنيد.
موسوي خاطرنشان كرد: به همين دليل سران تشكيلات بهايي در ايران با برخي از كانديداهاي مستقل مجلس وارد مذاكره شده و به اين كانديداها گفته بودند كه ما بهايي‌ها اين تعداد رأي داريم و حاضريم به نفع شما وارد صحنه شويم به اين شرط كه اگر شما وارد مجلس شديد از حقوق ما دفاع كنيد.
وي با يادآوري اين نكته كه در حال حاضر تلاش بهاييت اين است كه ماهيت اصلي خودش را پنهان كرده و آن را تبديل به يك شهروند عادي و بي‌خطر نمايند، گفت: بهايي‌ها براي رسيدن به اهدافشان تلاش دارند از محافل جهاني مانند سازمان حقوق بشر بهره بگيرند.
موسوي در پايان با اشاره به اين كه هدف نهايي فرقه بهاييت اين است كه اعلام رسميت و قانوني بودن خودش را از نظام بگيرد، خاطرنشان كرد: جريان مقابله و مبارزه با بهاييت بايد به يك جريان مردمي تبديل شود و دولت و حاكميت در اين قضيه تنها نمانند.
انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط سید کاظم موسوی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 23:58 |



گفت وگوي كيهان با يك محقق تاريخ معاصر پيدا و پنهان بهائيت

سرويس سياسي
آنچه در پيش رو داريد گفت و گويي است با سيد كاظم موسوي كارشناس و محقق تاريخ معاصر كشورمان درباره فرقه بهائيت و پيشينه آن و همچنين خصوصيات و ويژگيها و دامنه فعاليت اين فرقه كه به جهت اطلاع و آشنايي مخاطبان تقديم مي گردد:
¤ به عنوان اولين سوال در خصوص پيشينه و تاريخچه بهائيت توضيح بفرماييد؟
بهائيت مولود سرويس هاي امنيتي استكبار جهاني است و با حمايت هاي آنها به رشدش ادامه داد و در طول تاريخ نكبت بارش همواره يكي از قدرت هاي استكباري از آن حمايت كرده است و امروزه نيز با توجه به اينكه قبور سران اين فرقه در رژيم صهيونيستي است اسرائيل قبله آمال بهايي ها است و حامي اصلي آنها هم خود اسرائيل است.
¤ فعاليت هاي فرقه بهائيت و تاثيرگذاري اش در قبل از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي چگونه بوده است؟
در جريان هاي تاريخي كشورمان، بهائيت تاثيرگذاري بسيار زيادي داشته است؛ در جريان مشروطه اين فرقه نقش ايفا كردند و حتي در كميته مجازات كه كميته اي بود كه دست به ترور مخالفين مي زدند حضور داشتند.
در افول قاجار و برآمدن پهلوي اول نيز بهائيت در كنار يهودي ها و فراماسونري ها نقش بسزايي داشت.
بهايي ها در دوره پهلوي اول در دولت هايي كه شكل گرفت و حكمراني كردند حضور داشتند.
بعد از جريان 1320 كه دولت پهلوي دوم شكل گرفت وارد عرصه سياسي شدند البته در جريان واقعه ماه رمضان 1334 قدري عقب نشستند ولي با حمايت هاي شخص محمد رضا پهلوي دوران طلايي آنها رقم خورد و تا آخرين روزهاي حاكميت رژيم پهلوي بر اين مملكت در واقع بهايي ها حكومت كردند چرا كه عناصر آنها در دولت امير عباس هويدا به خوبي مشهود هستند.
در فضاي سالهاي 56 و 57 بهايي ها وقتي ديدند در اين مملكت جايگاهي ندارند و عنقريب است كه انقلاب اسلامي به پيروزي برسد، رو آوردند به مظلوم نمايي و در سطح بين المللي به طور گسترده و باحمايت آن روز آمريكا برخي نظرها را به سمت خودشان جلب كردند تا جايي كه خبرنگاري در نوفل لوشاتو از حضرت امام(ره) سوال مي كند كه در دولت آينده شما بهائيت چه جايگاهي دارد؟ كه ايشان با رد اين مطلب تاكيد كردند كه آنها را به رسميت نمي شناسند.
¤ پس از پيروزي انقلاب اسلامي چطور؟
بهايي ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي با نامه پراكني ها و ارتباط گيري با سفارت كشورهاي غربي خاصه آمريكا سعي كردند كه فضايي منفي عليه نظام نوپاي انقلابي مردم ايران ايجاد كنند كه مستندات اين واقعه در اسناد لانه جاسوسي در معرض مطالعه قرار دارد.
قابل توجه است كه بعد از حركت هاي جاسوسي كه اينها در همان اوايل انقلاب داشتند در سال 1362 دادستان وقت كل كشور رسماً تشكيلات بهائيت را به علت فعاليت عليه امنيت ملي، غير قانوني اعلام كرد و اين فرقه ديگر از لحاظ تشكيلاتي نمي بايست در كشور فرصت حضور پيدا مي كرد. اما از آن پس تا چند سال پيش بهايي ها به مرور زمان توسط عناصر رهبري شان كه از اسرائيل دستور مي گرفتند گستاخي را به جايي رساندند كه هم تشكيلات خودشان را احياء كردند و هم اينكه تبليغ بهائيت را بطور جدي آغاز كردند كه نقطه شروع اين جريان نامه اي بود كه آنها به رياست جمهوري وقت آقاي خاتمي ارائه دادند و از آن تاريخ به بعد رهبران اين فرقه با سر دادن شعار عدم دخالت در سياست سعي كردند كه وارد عرصه فرهنگي - اقتصادي شوند و در واقع با اين تاكتيك خواستند بدون آنكه وارد حوزه سياست شوند اعمال نفوذ كنند تا نهايتاً بتوانند استقلال و رسميت خودشان را بدست آورند و اخيراً بنابر فرموده دادستان كل كشور جناب آقاي دري نجف آبادي و سخنگوي محترم دولت آقاي دكتر الهام، بهايي ها پا را فراتر گذاشتند و وارد حوزه امنيت شدند.
¤ پس عملاً بهائيت، تشكيلات خود را نه تنها منحل نكرده بلكه گسترش هم داده است.
بله سير حركتي بهائيت در دوران نظام جمهوري اسلامي نشان مي دهد كه اين فرقه ضاله نه تنها تشكيلات خود را طبق دستور قضايي كشور منحل نكرده بلكه آن را در تمامي زوايا گسترش دادند وحتي طبق دستور سران فرقه كه در اسرائيل مي نشينند و فرماندهي اين جريان را برعهده دارند سعي كردند كه با اعمال جاسوسي، امنيت نظام جمهوري اسلامي ايران را بر هم بزنند.
كه خوشبختانه مقامات امنيتي جمهوري اسلامي با هوشياري تمام جلوي اين مفسده را با دستگيري سران اين فرقه گرفتند. اميد است فرماندهان اسرائيلي اين افراد به اين نتيجه برسند كه ديگر نمي توانند با فرقه هايي همچون بهائيت عليه امنيت ملي كشورمان در جهت جاسوسي خود استفاده كنند.
¤ مردم و آحاد ملت در برخورد با بهائيت چه نقشي را مي توانند ايفاء كنند؟
مردم فهيم و ملت شهيدپرور ايران اسلامي همواره در عرصه هاي مختلف حضور جدي در حمايت از نظام داشتند و در اين مقطع نيز بايد وارد عرصه شوند و با تماميت خواهي اين فرقه ضاله مبارزه كنند و به مانند گذشته حمايت قاطع و پشتيباني خودشان را از دولت و مسئولين نظام ادامه دهند چرا كه جريان بهائيت از بدو تاسيس جز مبارزه با اسلام و حاكميت ملي ايران چيزي را در سر نپروراندند.
¤ نقش رسانه ها و اصحاب مطبوعات در مبارزه با جريان بهائيت چطور؟
بستر آگاهي افكار عمومي در خصوص ماهيت بهائيت بايد ايجاد شود و رسانه ها، مطبوعات و حتي نويسندگان، شاعران، محققان و هر كسي كه در عرصه فرهنگ مي تواند حركتي و كمكي كند بايد وارد اين عرصه شوند.
من دست تك تك افراد محققي كه در اين حوزه بتوانند قلم فرسايي كنند مي فشارم و اميدوارم كه در اين زمينه احساس مسئوليت كنند.
¤ خب، اگر موافق باشيد كمي جزئي تر و تخصصي تر پيرامون فرقه بهائيت و خصوصيات و ويژگي هاي آن توضيح بفرماييد؟
در يك كلام مي توان گفت بهائيت جمع حاكمي هستند كه براي رسيدن به آمال و اميال شخصي و فرقه اي با اعمال برخي روشها و متد روانشناسي اقدام به مريدسازي نموده و براي بقاء از اعضا مانند يك ماشين در جذب و عضوگيري استفاده مي نمايد.
رهبران فرقه ضاله بهائيت براي بقاء و ادامه حيات تشكيلات خويش از تكنيك ها و فرآيندهاي رواني، بازسازي فكري و شستشوي مغزي براي عضوگيري، تغيير دادن افراد و استثمار پيروان خود استفاده مي كنند. ادامه اين رويه از سوي ايشان تاثير عميقي بر سلامت رواني، اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اعتقادي،... و حتي تباه شدن زندگي ها خواهد داشت.
براي ارزيابي بهائيت بايد سه فاكتور رهبران، ساختار و بازسازي فكري مورد بررسي قرار گرفته، البته براي فهم بهتر اين فرقه بايد ساختار و عملكرد آن را فارغ از سيستم اعتقادي اش ارزيابي كرد.
يكم) رهبران و نقش آنها؛ بعد از مرگ شوقي افندي بنا به تقريرات به جا مانده از ميرزا حسينعلي (بهاء) و عباس افندي (عبدالبهاء) ركن اساسي بهائيت كه همان رهبري است شورايي گرديد. و همانند ديگر فرق گروه رهبران در بالاي ساختار قرار گرفته و تصميم گيري در ايشان متمركز است.
1)چنين القاء ميكنند كه داراي ماموريتي خاص در زندگي ميباشند.
2) تمايل به اعمال اراده و تسلط داشته و دارند. اين رهبران نياز به داشتن برش و جذبه براي جذب كردن، كنترل و اداره افرادشان دارند. آنها مريدان خود را وادار مي كنند تا در شرايطي خانواده، شغل، سابقه كاري خود را براي پيروي از آنها رها كنند. در بسياري از موارد، آشكار يا پنهان، آنها نهايتا دارايي، پول و زندگي پيروان خود را تحت كنترل مي گيرند.
3) تكريم و ستايش را بر روي خود متمركز نموده اند.
دوم) ساختار؛ در اين فرقه همانند ديگر فرق، رهبران در بالا و پيروان در قائده هرم تشكيلاتي قرار دارند. در اين نوع ساختار خودكامگي به اوج خود رسيده و هر دادخواستي فقط به جمع رهبران ميرسد و سيستم قضايي وجود ندارد و حكم او حكم نهايي وواجب الاجرا است.
رهبران اين فرقه مدعي هستند كه سنت شكني كرده و چيز بديعي ارائه نموده اند و تنها سيستم موفقيت آميز را براي تغييراتي كه مشكلات زندگي يا ضعف ها و نارسايي هاي جهان را حل مي كند به وجود آورده اند. آنها براي حفظ سيستم به اعضاي خويش القاء مي كنند «كه برگزيده ايد و جزء خواص هستيد» در حالي كه ديگران از شما پايين تر هستند.
آنها در بين اعضاء دورويي و سيستم اخلاقي دوگانه را اشاعه مي دهند. از اعضا خواسته مي شود در درون گروه باز و راستگو باشند و همه چيز را در برابر رهبران اعتراف نمايند. در همان حال تشويق مي شوند از غير عضوها با حيله و نيرنگ سوء استفاده كنند.
به هر حال فلسفه حاكم بر اين فرقه اين است كه وسيله هدف را توجيه مي كند. نظريه اي كه به اين فرقه اجازه مي دهد تا اخلاقيات خاص خودشان را خارج از مرزهاي اخلاقي نرمال جامعه به وجود بياورند.
سوم) بازسازي فكري يا مجاب كردن؛ از خصوصيات بارز بهائيت خودكامه بودن يا تمام خواهي در كنترل رفتار احبا و همچنين خودكامگي ايدئولوژيك، علي رغم شعار عدم تعصب، ابراز تعصب و افراطي گري در جهان بيني دارد. از احبا انتظار صرف فزاينده وقت، انرژي و پول يا ساير منابع براي اهداف معين شده را دارد. و به آنان القاء مي كنند كه به سپردن تعهد كامل براي رسيدن به درجه اي چون رستگاري نياز دارند. به احبا ديكته مي كنند كه چگونه به امورات شخصي بپردازند در چه محلي ساكن شوند و يا چگونه فكر كنند و چه بگويند.
احبا در جامعه بهائي از الزامات، محتوا و تعهد مدارج بعدي آگاه نيستند و اطلاعات كمي از اهداف واقعي رهبران خويش دارند. اين تاكتيك ايزوله كردن فرد، يكي از مكانيزم هاي بهائيت براي كنترل و ايجاد وابستگي اجباري است.
¤ چه افرادي و به چه طريقي بيشتر مورد هدف بهايي ها براي عضو گيري قرار مي گيرند؟
وقتي راجع به فرقه ها و افرادي كه تحت نفوذ آنها درآمده اند مي شنويم بلافاصله تلاش مي كنيم كه خودمان را از چنين افرادي جدا كرده و تصور مي كنيم كه هيچ كس نمي تواند من را وادار به انجام چنان كارهايي بكند. در واقع سعي داريم كه وضعيت ذهن و افكارمان را خدشه ناپذير جلوه دهيم. پذيرش اينكه تبليغات تجاري برروي ما اثر مي گذارد بسيار سخت است. و اين واقعيت را نمي خواهيم پذيرا باشيم كه امكان مورد سوءاستفاده قرارگرفتن داريم و هستند افرادي كه با آموزش هايي كه ديده اند به راحتي مي توانند با برخورد، عتاب و بحث ما را وادار به انجام خواسته هايشان نمايند.
ناگفته نماند هركسي مستعد اغفال شدن توسط اربابان سوءاستفاده گر است مگر اينكه به سرچشمه زلال هدايت بشري وصل باشد ليكن در صورت وجود داشتن شرايط خاصي براي برخي از افراد امكان كشيده شدن به درون فرقه ها وجود دارد كه از آن جمله مي توان به شرايط ناپايدار اجتماعي- اقتصادي، شرايط خانوادگي و... اشاره نمود.
در رابطه با محب شدن تنها يك تيپ از افراد نيستند كه گرفتار مي شوند بلكه بايد يكي از دو شرط اصلي را دارا بوده تا در برابر عضوگيري فرقه آسيب پذير باشد، آن دوشرط، بودن در حالت افسردگي و قرارداشتن در ميان درگيري هاي مهم است.
يك فرد افسرده و احتمالا غير وابسته احتمال بيشتري دارد تا در برابر پيشنهاد يك عضو گير فرقه، خصوصا اگر پيشنهاد با تمايلات فردي يا احساس كنجكاوي فرد مطابق باشد، خام شود. هر فرقه اي جاذبه ها و تاكتيك هاي خودش را براي كشاندن افراد جديد و عضوگيري فرد دلخواهش دارد. روش عضوگيري يا محب سازي بهائيت، فرد به فرد است كه در اكثر موارد توانسته قدري پيشرفت براي فرد عضوگير موفقيت حاصل كند ولي صد درصد نبوده است. گروه ديگري هستند كه خودشان در جستجوي فرقه ها بوده و از قشر فرهيخته جامعه مي باشند. كنجكاوي ايشان را به دام فرقه مي اندازد. برخي از اين افراد اساتيد دانشگاه هستند كه نهايتا عضوگير فرقه مي شوند، و اين سمت را همواره تكذيب كرده و از اقرار به آن اجتناب مي ورزند.
در حقيقت رهبر فرقه بعد از محكم نمودن جاي پاي چند عضو آنها را براي پيوستن به يك فرقه در نتيجه يك روند اتفاق مي افتد كه توسط يك عضوگير فرقه به جريان در مي آيد. افراد عضوگيري شده در بدو امر خود نمي دانند به كجا مي روند و كاملا از اهداف فرقه بي اطلاع بوده و با شستشوي مغزي است كه به عنوان يك عضو فعال مي توانند در جهت تحقق بخشيدن به اهداف پيدا و پنهان فرقه گام بردارند.
¤ به عنوان آخرين سؤال بفرماييد هدف نهايي فرقه بهائيت چيست؟
هدف اين فرقه اين است كه اعلام رسميت و قانوني بودن خودش را از نظام بگيرد لذا جريان مقابله و مبارزه با بهاييت بايد به يك جريان مردمي تبديل شود تا دولت و حاكميت در اين قضيه تنها نمانند.

 
+ نوشته شده توسط سید کاظم موسوی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 23:42 |